السيد حامد النقوي
56
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
جرم شرب خمر داده بود برمىگرداند ديگر چرا در وعده مبرمه لا اجلدك فى الخمر ابدا شرط بيكار عدم ثبوت را مضمر و معهود خواهد كرد ما هذا الا الظن الفاسد و الرجم الكاسد و قطع نظر ازين در روايت مذكوره ابو احمد حاكم از خود ابو محجن منقول است كه او بخطاب سعد گفت و قد كنت اشربها إذ يقام على الحد و اطهر منها و اما إذا بهرجتنى فو اللَّه لا اشربها ابدا يعنى من مىخوردم شراب را وقتى كه اقامت حد بر من كرده مىشد و من بسبب اجراى حد از گناه آن پاك مىشدم ليكن هر گاه تو از من حد را ساقط كردى پس قسم به خدا كه نخواهم خورد آن را گاهى و اين كلام ابو محجن صريحست و اينكه سعد ديده و دانسته اسقاط حد از ابو محجن كرده پس هر گاه باعتراف خود ابو محجن سعد ازو اسقاط حد كرده باشد ديگر چگونه تاويل كلام او باضمار شرط عدم ثبوت درست خواهد گرديد يا للّه و للعجب سعد بن أبى وقاص و ابو محجن هر دو معترف و مظهر اسقاط و ابطال حد مىباشند و باعلان و اجهار بلا اخفا و اسرار بان جا مىزنند و اين فتحون و ابن حجر از غايت صفاقت و رقاعت آفتاب را به گل اندودن مىخواهند و قصد مىنمايند كه اين خطه شنيعه و هفوه فظيعه مخفى و مستور و بتاويل مهتوك و مهجورشان محجوب و مغمور گردد و به حمد اللَّه دلالت اين كلام ابو محجن بر اسقاط حد ازو به حدى واضح و لائحست كه اكابر علماى اهل سنت بان اعتراف دارند ابن الاثير الجزرى در نهاية اللغة در لغت بهرج گفته فيه انه بهرج دم ابن الحارث أي ابطله و منه حديث أبى محجن اما إذا بهرجنتى فلا اشربها ابدا يعنى الخمر أي اهدرتنى باسقاط الحدّ عنى و محمد بن مكرم افريقى در لسان العرب در لغت بهرج گفته و فى حديث أبى محجن اما إذا بهرجتنى فلا اشربها دوازدهم آنكه از آن واضح شد كه ابن حجر بسبب فقدان بصر چنان ادعا كرده كه خداوند عالم ابو محجن را موفق كرد به اينكه توبه كرد بتوبه نصوح و عود نكرد بسوى خمر و اين ادعاى فاسد و زعم كاسد كاشف از كمال رقاعت و خلاعت ابن حجر است زيرا كه چنانچه ما سابقا اشاره كرديم از ابو محجن جز وعدهء زيانى عدم شرب خمر خيرى ديگر ظاهر نشد و پر ظاهرست كه مجرد اين وعده را توبه نشايد گفت و همچنين عدم عود او بسوى شرب خمر شهادت على النفي است كه هرگز مقبول نتوان داشت و منقول نشدن واقعه از وقائع شرب خمر او بعد يوم قادسيه دليل عدم شرب خمر او بعد از آن نيست و غالبا وجه منقول نشدن اين چنين وقائع بعد واقعه قادسيه اين ست كه او بسبب وعدهء مبرمه سعد لا اجلدك فى الخمر ابدا آزاد بحت و مهمل صرف شده بود و كسى او را در شب خمر گرفتار كرده پيش حاكم نمىآورد نه آنكه او شرب خمر نمىكرد و خيلى مستبعدست كه چنين